السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

149

تفسير الميزان ( فارسي )

پيش آمدن شب است ، و منظور از « اسفار صبح » هويدا گشتن صبح و بيرون شدن آن از پرده شب است . * ( « إِنَّها لإِحْدَى الْكُبَرِ » ) * مفسرين گفته‌اند : ضمير در اين جمله به كلمه « سقر » بر مىگردد و كلمه « كبر » جمع « كبرى » است . و مراد از اينكه سقر يكى از بزرگترين است ، اين است كه سقر يكى از بزرگترين دواهى و تحولات است ، داهيه اى است كه هيچ داهيه ديگرى به آن پايه از عظمت نمىرسد ، هم چنان كه خود ما مىگوييم : فلانى يكى از رجال است ، يعنى در بين رجال نظيرى ندارد ، و جمله مورد بحث جواب سوگند است . و معناى آيه اين است كه : من به فلان و فلان سوگند مىخورم ، كه سقر يكى از بزرگترين تحولات و دواهى عالم است - بزرگترين آن - از نظر اينكه بشر را تهديد مىكند . و بعيد نيست وجه سومى در بين باشد ، و آن اين است كه كلمه « كلا » رد گفتار وليد درباره قرآن باشد ، كه گفت : « إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ » و ضمير « انها » به قرآن برگردد ، بدان جهت كه قرآن آيات است و گر نه مىبايد فرموده باشد « انه » و يا از باب مطابقت اسم « ان » با خبر آن باشد به اين معنا كه چون خبر « ان » يعنى كلمه « احدى » مؤنث است ضمير هم كه اسم آن است مؤنث آورده شده . و معناى آيه اين است كه : نه ، آن طور كه وليد گفت نيست ، من به قمر و شب و صبح سوگند مىخورم كه قرآن - البته يعنى آياتش - از نظر انذار يكى از آيات كبراى الهى است . بعضى « 1 » هم گفته‌اند : جمله * ( « إِنَّها لإِحْدَى الْكُبَرِ » ) * تعليل است براى « كلا » ، و سوگندهايى كه بعد از اين كلمه و آن تعليل فاصله شده براى تاكيد است ، نه جواب سوگند ، و جواب سوگند در تقدير است ، كه خود كلمه « كلا » بر آن دلالت مىكند « 2 » . * ( « نَذِيراً لِلْبَشَرِ » ) * كلمه « نذير » مصدر و به معناى بيم رساندن است ، و اگر منصوب آمده به خاطر اين

--> ( 1 ) تفسير ابى السعود ، ج 9 ، ص 60 . ( 2 ) بنا به گفته اين مفسر معنا چنين مىشود : حاشا ، به قمر و شب و صبح سوگند كه چنين نيست ، - براى اينكه قرآن يكى از بزرگترين آيات الهى است - مترجم .